قهرمان ميرزا عين السلطنه
864
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مسموع نبود و هرچه مىتوانست حكم و تلگراف صادر مىكرد . پس از آمدن عباس خان به طهران نامدار خان خيلى شلوغ كرد . گرفتار شده طهران فرستاده شد . يعنى امير نظام خيال قتل او را داشت ، صدراعظم تلگراف كرده طهرانى شد و الان حبس است . رضا شيرازى دزد رضا شيرازى كه مدتها بود در ساوه و زرند مشغول دزدى بود و حالا وكيل - الدوله سردار افخم قراسورانباشى آنجاها فرمودهاند در نزديك خانآباد با جمعى سوار به استقبال جناب سردار افخم مىآيد . پسر و چند نفر از كسان نامدار خان براى رسيدگى به حال او و دادن خرجى و كوشش در استخلاص او مكمل و مسلح طهران مىآمدند . قضا را دچار رضا شيرازى شدند . تفنگ يك نفر از آنها را گرفته كه تماشا كند . پس از تماشا گفته است اين تفنگ مال من . او ابا كرده فورا با گلوله به شكمش زده و مرده است . آن چهار نفر ديگر فرار كردهاند . تعاقب كرده در اين بين سردار افخم رسيده گفتهاند از دزدهاى مشهور ساوه هستند . چون وقت رفتن هم اعليحضرت فرموده بودند دزدهاى آنجا را البته دستگير كن ، اين موقع را مغتنم شمرده و دنبال كردهاند . مختصر يك نفر باز كشته شده و سه نفر ديگر را به امداد ايل بغدادى دستگير كردهاند . اهميت سردار افخم سردار افخم آدم فرستاده تفنگ و توپ از طهران خواسته . حضرت اميركبير هم براى نمايش و رشادت ايشان مشغول تهيه و فرستادن توپ و تفنگ و سرباز و سوار بودند . چند روزى طهران و دربخانه مضطرب و گرفتار اين هياهو بود تا خبر مجدد رسيد و ساكت شدند . حالا حضرات را آورده و اين مطلب جزئى را خيلى بزرگ كرده گفتند امروز حمايل و نشان « امير نويانى » گرفت . آقاى نايب السلطنه آن چيزى را كه براى او مايل و طالب است براى شخص خود نيست و كوشش او دربارهء سردار افخم نهچندان است كه به توصيف و تحرير برآيد . عالمگير است . مثلا زنهاى آقا از وكيل الدوله سردار افخم حجاب نمىكنند و همينطور زنهاى سردار . ساير كارها از همينرو قياس شود . گذشته از كارهاى گذشته . خداوند بخت بدهد . و الله اعلم بحقيقت الحال . جمعه 18 - خانهء عزيز الدوله مهمان شجاع الدين ميرزا بوديم . باران مىآمد . خيابان ما را امين الملك درست كرده اما باز گل بود و حالا مواظبتى ندارد . تا مدتى بايد شن بريزند و عبور نشود تا خوب محكم شود . به همان يكمرتبه قناعت كردهاند . امسال بگذرد بدتر خراب مىشود . اعتصام نظام صبح پيغام داده بود شما عذر مرا بخواهيد طفلم ناخوش است . من هم به همين مضمون گفتم اسباب تفريح و مضمون شد . بعد از چند اولاد ذكور دخترى عيالش زائيده حالا تفصيلات به او قرار مىدهند كه از شنيدن آن من منزجر هستم .